بچه محل
آسمانا دلم از اختر و ماه تو گرفت آسمان دگری خواهم و ماه دگری
تصاویر جالب از استخری به شکل زیپ من از اونا نیستم که وزنه ی نبودنت ترازوی زندگیم رو به سمت غزل های عاشقونه ی غمناک ببره. یا اینکه کنار پنجره روی صندلی نعنویی بشینم به اندازه ی بارون های بیرون اشک بریزم. کنار شومینه گرمای عشقت گرمم کنه و خاطرات قشنگ تو رو در سراب خاکسترهای بربادرفته مرور کنم. اگه رفتی یادت باشه من از اونا نیستم که و زندگیم رو به آسمان ابری تو رو به ستاره و خودم رو یه کور ستاره ندیده. اگه رفتی یادت باشه من از اونا نیستم که اول شعرهام اسم تو باشه و آخرشون هم سوز عشق تو یا توی دفترچه ی خاطراتم بوی تو رو جست و جو کنم. و آلبومی که پر بشه از عکسایی که هیچ وقت به من ندادی. اگر رفتی یادت باشه من از اونا نیستم که شب به شب فال حافظ بخرم تا ببینم کدوم گوری هستی؟ اگر رفتی یادت باشه قلبم از عشق تو پف نمی کنه تا بترکه . اگه رفتی یادت باشه من از اونا نیستم که..... . . حالا که رفتی مطمئن شدم من از اونا نیستم که ..... از یه شاعر که اسمشو نمی دونم. خواهان خاکستر این سمندری اگر در بادهای رو به شمال و بر بام گریه تماشایم کن من با هزار چشم تشنه از بی تابیه تماشا بدهکار شب آسمانیه پر ستاره ام هنوز وقت زیاد است خشکسالی نیست مبادلحظه ی بی درد زندگانی مان سکوت و حوصله از روی بی خیالی نیست و برف هم که بیاید تو لاله ای و شهید بدان که قول خداوند احتمالی نیست نبینمت که زمین گیر لحظه ها شده ای که در مرام من و تو شکسته بالی نیست از انتظار مگو من کویریم تو چرا؟! مگر هنوز دو چشمان تو شمالی نیست قبول می کنی احوال کلبه ات سبز است هزار شکر که این گونه خشک و خالی نیست هوای وحشی دریا برای من بفرست که گاه جرعه ای از آن در این حوالی نیست بگو که هستی خورشید یخ نبسته بگو! که هیچ امید سرودن به این اهالی نیست. بابک دولتی
| Design By : Night Skin |








